امروز نهم شهریور مصادف با هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام عسکری (ع) و آغاز هزار و صد و هشتاد و هفتمین سال امامت حضرت ولی عصر (عج) میباشد. مسلمین به ویژه شیعیان در این مدت طولانی، سالها انتظار کشیده و بسیار دعا کردهاند و البته یکی از اقدامات بزرگشان برپایی حکومت اسلامی ظرف ۴۵ سال گذشته میباشد.
لکن تاسف بار است که در هیچ یک از کشورهای اسلامی تاکنون نه تنها نقشه راه عملی و برنامه ریزی مدونی در راستای سازماندهی و ساختارسازی جهت تسهیل در امر حکمرانی مهدوی و مقدمهسازی برای ظهور آن حضرت (ع) تدوین و عملیاتی نشده است بلکه رویکرد جدی نسبت به مسائل آخرالزمانی و موعودگرایی نه در بخش خصوصی، اندیشکدهها و دانش بنیانها و نه در دستگاههای دولتی به ویژه دانشگاهها و مؤسسات مطالعاتی و پژوهشی جهت تولید گفتمان و ادبیات انتظار و مهدویت مشاهده نمیشود.
آنچه در حال حاضر جامعه شیعی شاهد آن میباشد برپایی مجالس جشن و سرور به مناسبت ولادت آن حضرت و مراسمات توسلی که در گوشه و کنار و مساجد مشخصی مانند جمکران هستیم که البته در جای خود قابل تحسین و ستایش است. لکن اقدامات نظری و عملی در این زمینه باید متناسب با تلاش ها، برنامه و اقدامات دشمنان مهدویت و معاندان اسلام و ادیان آسمانی باشد.
این درحالی است که در جبهه کفر و شرک، عبری و عربی، غرب سیاسی و جغرافیایی، راهبردها و تاکتیکهای زیادی در قالبهای آکادمیک، ایدئولوژیک، فرهنگی، احتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی طراحی و اجرا شده است که از جمله اقدامات آشکار آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تنزل ادیان الهی در حد ایدئولوژیهای سیاسی صهیونیزم یهودی و مسیحیت صهیونی. استفاده از ظرفیت مراکز پرقدرت مالی، سیاسی و تبلیغاتی نظیر مؤسسه فورد، کارنگی. تعریف مأموریت الهی تحت عناوین موعودگرایی و آخرالزمانی. سازماندهی شبکه گسترده و پرنفوذ اوانجلیستها با حضور بیش از مبلغ مسیحی. ساختارسازی سلسله مراتبی شبکه پرقدرت مدیریتی با استفاده از ظرفیت بیلدل برگ ها، اینومینیاتی و فراماسونری. تلاش برای ورود به شبکههای قدرت با به قدرت رساندن روسای جمهوری نظیر کارتر، ریگان، بوش پدر و پسر و اکنون ترامپ. تدوین الهیات آخرالزمانی صهیونی جهت توجیه جنایات بیسابقه، کودک کشی و نسل کشی از جمله منجی سازی (ماشیه)، معرفی تاسیس دولت یهودی صهیونی به عنوان نشانه ظهور ماشیه، بازگشت یهود به فلسطین، لزوم ساخت معبد سلیمان، تولید گوساله سرخ موی سامری، توسعه سرزمینی نیل تا فرات، نابودی پنج ششم مردم جهان، نسل کشی و کودک کشی، راه اندازی جنگهای بزرگ به ویژه جنگ هستهای آرماگدونی. تشکیل شبکه بزرگ و جهانی تبلیغاتی با راه اندازی صدها ایستگاه رادیویی و کانال تلویزیونی. راه اندازی دهها کالج و دانشگاه با حضور مبلغان اوانجلیست. اختصاص بودجههای کلان که همه ساله ۲۰ تا ۲۵ از بودجه مؤسسات دینی به آن اضافه میشود. با تعریف الهیات صهیونی که از طریق دستکاری مبانی دینی یهودیان صورت گرفته، کلیه جنایات ضدبشری رژیم صهیونی و حمایت غربیها با رنگ و بوی موعودگرایی و در راستای مقدمهسازی برای ظهور منجی صورت میگیرد. چنانچه کارتر در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۶ میلادی به کنیسه اسرائیل رفت و میگوید: «ما میراث تورات را با هم میان همدیگر تقسیم میکنیم، میراث تورات ما یهودیان صهیونیست و مسیحیان صهیونیست هستیم.»
ریگان هم هنگام رسیدن به قدرت به صراحت اعلام میدارد: «ما میبایست همان نسلی باشیم که آرماگدون را میبیند و من آرزو میکنم که اولین شخصی باشم که شاسی جنگ اتمی آرماگدون را فشار میدهم.»
«فال ول» و «لیدسی» دو تن از مبلغین اوانجلیست مدعی میشوند: «خداوند از ما میخواهد وارد جنگ خطرناکی شویم. مأموریت آسمانی تعریف کرده است. این جنگ حدومرزی برای تاریخ بشر قرار نمیدهد و اکنون که حدود ۱۲ دولت جهان، سلاح هستهای دارند، میتوانیم بر سراسر جهان غالب شویم.»
نتانیاهوی جنایتکار هم بارها خود را مأموری از جانب خدا معرفی کرده و در پاسخ به یک خاخام یهودی که میگوید این ماشیه هنوز نیامده است و هنوز ظهور نکرده است، میگوید: «ما در حال تلاش در این باره هستیم. خاخام میگوید آقای نتانیاهو! حتماً تلاشهای شما کافی نبوده است که ظهور نکرده است. پس باید هر لحظه در این باره تسریع کنید تا مبادا ظهور ماشیه عقب بیفتد.»